چارچوبی مفهومی برای تحلیل همکاری سازمانهای مردمنهاد و بخش خصوصی؛ از کمکمحوری تا همآفرینی ارزش
به نام خدا. در سالهای اخیر، گفتمان پیرامون «تعامل بخش خصوصی و جامعه مدنی» با تحوّل چشمگیری مواجه شده است. الگوی سنتی که در آن بنگاه اقتصادی صرفاً در جایگاه «تأمینکننده مالی و نیکوکار» از مسیر مسئولیتهای اجتماعی باشد (هر چند در همین حالت هم ارزنده است) و سازمان مردمنهاد (سمن) صرفاً در موضع «دریافتکننده حمایت مالی» قرار میگرفت، دیگر پاسخگوی پیچیدگی چالشهای اجتماعی، محیطزیستی و اقتصادی پیشرو نیست. امروزه سخن از «همکاری بینبخشی» و حرکت بهسوی شراکتهایی است که در آنها هر دو طرف با اتکا بر منابع و قابلیتهای متمایز خود، برای حل مسائل مشترک همافزایی میکنند. این موضوع به خصوص در شرایط دشوار اقتصادی کنونی که همه بخش ها را دچار محدودیّت کرده است اهمیت دوچندان مییابد. در این یادداشت کوشیده شده است تا با مرور و نقد اولیّه برخی از مدلهای رایج مطالعه شده، چارچوبی برای تحلیل، شکلگیری و تقویت این نوع همکاریها پیشنهاد شود.