Add new comment

بابک علوی

Wed, 08/22/2012 - 04:30

با سلام و تشکر از نکات خوب شما.
برخی نکات که درباره سوالات شما به ذهنم می رسد به شرح زیر است:
1. آيا اگر فردي نگرش لازم براي مربي گري را داشته باشد مي توان در نقشهاي كليدي تر سازمان (مانند مديريت افراد) الزاماً از وي استفاده نمود؟ مطمئن نیستم که این سوال را به صورت کلی و فارغ از ماهیت فعالیت سازمان پاسخ داد. به نظرم بستگی دارد به اینکه بررسی شود برای آن مشاغل کلیدی چه کارکردهایی از مدیریت نقش کلیدی تری دارند.
2. چقدر امكان دارد كه مربي هاي سازماني جدا از مديران مستقيم افراد باشند؟ آيا مشكلاتي در اين حالت بوجود نمي آيد؟ مثلا مشكل در تبعيت فرد پيرو؟ برای مربی بودن به نظر بهترین فرد مدیر مستقیم است. چون ماهیت شغل محور بودن آن بیشتر است. البته اگر هماهنگی زیادی بین مدیر بیرونی و فرد دیگری به عنوان مربی بیرونی هم وجود دارد احتمال موفقیت وجود دارد.
3. و اينكه اگر مربي از مدير مستقيم جدا باشد بايد جبران خدماتي هم براي مربي در نظر گرفته شود؟ چون مربی گری بیشتر حالت شغل محور دارد به نظرم قاعدتاً باید با هماهنگی سازمان باشد و در صورت وجود چنین رابطه همکاری به احتمال زیاد جبران خدمات باید وجود داشته باشد.
4. آيا اين مشكلات موجب خواهد شد كه تلاش كنيم همان مديران مستقيم، مربيان خوبي شوند؟ اگر برخي از مديران مستقيم مربيان قابلي شدند و برخي نشدند آيا عدالت در سازمان در رفتار با پرسنل پيرو تا اندازه اي نقض نشده است؟ بله به نظرم مربی گری یکی از نقش های همه مدیران است. البته ممکن است شدت اهمیت آن در کسب و کارهای مختلف، محیط های کاری گوناگون و سطح بلوغ کارکنان متفاوت باشد. در مورد سوال بعدی هم به نظرم نمی توان ایده آلیست بود! به هر حال مدیران یک سازمان همه با هم یکسان نیستند و برخی مربیان بهتری می توانند باشد. این وظیفه سازمان است که مدیرانی که مربیان بهتری هستند را تشویق کند و کارکنان هم علاقه مند باشند با اینگونه مدیران کار کنند!
موفق باشید
علوی

Restricted HTML

  • Allowed HTML tags: <a href hreflang> <em> <strong> <cite> <blockquote cite> <code> <ul type> <ol start type> <li> <dl> <dt> <dd> <h2 id> <h3 id> <h4 id> <h5 id> <h6 id>
  • Lines and paragraphs break automatically.
  • Web page addresses and email addresses turn into links automatically.